اگر توانِ تنها زیستنت نیست،
با من بزی
که مرا بی تو ،
توان زیستن نیست.
اگر توانِ صبر و
تاب آوردن های طولا نی ات،
نیست،
مرا فرو ریز ؛
که مرا تاب فرو ریختن ات
نیست.
و اگر توان تنها مردنت نیست،
با من بمیر؛
که پایان تو
پایان جاودانگی های من است.
طولانی ترین دیدارمان
لحظه ای ست ؛
آن لحظه که خدا نگهدار می گوئیم ؛
یا نمی گوئیم.
پس از آن
تنها
امید است و انتظار؛
طولانی تر از دیدارمان ... شاید!