تبليغاتX
این سوی خیابان
گاهی به آن سوی خیابان نگاه کن


سلام .مدتی نبودم.چند نفری لطف داشتند چیزی نوشته اند وبه من شوق داده اند. 

اما قضیه از این قرار بود که داشتم از پایان نامه نظری و عملی ام دفاع می کردم(به اصطلاح).هر چند بهتر است بگویم داشتم حملات پر غرض و مرض یکی دو نفر آدم کم مایه را دفع می کردم! که شر ح مفصلش بماند برای نامه ای که برای یک نفر از آن پنج نفرحاضر در هیئت داوری نوشته ام و بعد از تسویه حساب از دانشگاه، مکتوب به خود ایشان می دهم و در اینجا هم عینا می نویسم،اما در آن جلسه تنها به خاطر آرامش فضا و به خاطر  قولی که به خودم و بعضی دوستان دلسوز داده بودم هیچ نگفتم.

به هر حال من با درجه ی بسیار خوب فارغ التحصیل شدم،اما این تنها ثمره ی تلاش من نبود و بار دیگر دوستان عزیزم در شرایطی سخت و مهم، رفاقت را به تمامی  به من یاد دادند.دوستانی که بی هیچ چشم داشتی آمدند و هر روز ساعت ها وقتشان را به کار من اختصاص دادند و من می دانم که هیچ گاه نمی توانم این همه  لطف و مهر بانی شان را جبران کنم. تنها نامشان را با احترام و قدردانی یاد می کنم:

فهیمه امن زاده ی عزیز که چه خوب بازی کرد و چه خوب دوستی ست برای من.
وحید آقاپور که هر روز دربازیگری توانا تر می شود و در رفاقت کامل تر.
مجتبی معاف  خوبم که همواره به دوستان گفته ام چه استعداد شگفتی دارد.
مریم داننده که وجودش در هر کاری بار بزرگی را از دوش کار گردان بر می دارد.ودر دو کار آخر
من نعمتی بوده است.

 همچنین دوستان خوبم مجید نظیمی، تهمینه محمدی ، غزاله مرادیان ، محسن حسن زاده ، سعیدآقایی
 واعظم
رضایی که چه فروتنانه و چه مهربانانه یاری ام کردند.
و همین طور کوروش سلیمانی که همواره برایم سنگ صبور ومایه ی امید و آرامش بوده است.

دوستان نازنینم! امید وارم در صحنه و زندگی همواره پر بار ،پر تلاش و سر شار از عشق، امید و اعتماد باشید.و امید وارم روزی بتوانم اندکی از این خستگی هایتان را جبران کنم.

 

پیوست:id قبلی من در یاهو هک شده .....id جدید من= alireza1714

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1383ساعت 13  توسط علیرضا کلاهچیان  | 

ن والقلم و ما یسطرون...

در یکی دو سال گذشته هر گاه استاد ارجمندم دکتر ناظر زاده کرمانی را می دیدم،کتاب جدیدشان را که
می دانستم سالهاست برای آماده کردنش زحمت می کشند، سراغ می گرفتم،می گفتند:دارد منتشر
می شود.نمی توانم بگویم چقدر مشتاق خواندنش بودم. و چه عجیب مشتاق خواندنش بودم!

چون مدتی به انتشارات "سمت" (ناشر کتاب) دسترسی نداشتم،سپرده بودم به دوستان،هر وقت آمد خبرم کنند.هنوز هم خبر نداده اند آقایان! ..یادشان رفته انگار کتاب را، تئاتر را، از همه مهمتر من را!! تا اینکه چند وقت پیش دوستان خوبم نیما و نوشین غافلگیرم کردنند،خبر دادند و به دستم رساندند.

کتابی ست با نام " درآمدی به نمایشنامه شناسی"،حدود ۸۰۰صفحه،پر از مطالب خواندنی و گفتنی،و پر از مطالبی که نشنیده ایم یا اگر شنیده ایم،از خود استاد شنیده ایم.باور کنید وقتی کتاب به دستم رسید،از شوق گریستم!...(خب باور نکنید!)...هم کمکی بود به پیشرفت پایان نامه ام،و هم مرجعی ست ارزشمند،قابل اعتماد و بی نظیر ،به زبان فارسی.

به گمانم هر کسی که با " درام" سر و کاری دارد،این کتاب از شام شبش هم واجب تر است!تنها کاستی هایش،یکی نداشتن فهرست اَعلام (نمایه ی نام ها) است و دیگری نبودن واژه نامه ی فارسی به انگلیسی.(که این دومی به خاطر موجود بودن واژه نامه ی انگلیسی به فارسی،کم اهمیت تر است،اما چون برابر نهادهای فارسی در این کتاب مهمّند، اگر بود ، بسیار مفید بود.)

باری،من دست این بزگ مرد "پژوهش تئاتر" در ایران را می بوسم و توفیق افزون تر و مراتب علمی وانسانی والاتر،برایشان آرزو می کنم. و امیدوارم گام های بزرگ ایشان در راه امکان و پیشبرد گفتمان تئاتر(یا به قول خودشان "گفتمان تماشاگان")،برداشتن قدم هایی دیگر در این راه را موجب شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1383ساعت 1  توسط علیرضا کلاهچیان  |